روز جمعه ۲۷ شهریور بنا بر گزارش منابع تبلیغاتیِ حکومتی، «رزمایش خیابانی جانفدا»
بهمناسبت «هفته دفاع مقدس و یاد شهدا» با «رزمایش بزرگ مردمی ۳۱۳ هزار نفری» در
تهران و دهها هزار نفری در برخی از شهرها برگزار شد. در کلانفضاسازیِ تبلیغاتی
پیرامون این «رزمایش»، آمادگی برای مقابله با هرگونه تهدید خارجی عنوان شده است.
برخی منابع تبلیغاتیِ حاکمیت به ثبت نام «۳۱ میلیون جانفدا» اشاره نمودهاند.
از اعداد و ارقامسازی که همواره در نظامهای تمامیتخواه، نقش پروپاگاندا را
ایفا میکنند، بگذریم، باید به هدف اصلی از این بهاصطلاح «رزمایش» در موقعیت
کنونی توجه داشت. ویژگیِ مختصات موقعیت کنونی را باید میان جامعه و حاکمیت ارزیابی
نمود؛ چرا که حتی اگر تهدید خارجی هم در میان باشد، این تهدید بنا بر واقعیتها در
جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، هرگز زمینی نبوده است. مختصات کنونی میان رژیم ملایان و
طرفهای خارجی نیز چنین فرضیهیی را منتفی مینماید.
عامل تعیینکننده در ایران کنونی ــ بهطور خاص در سالگرد قیام بزرگ ۱۴۰۱ ــ
مختصات میان جامعه و حاکمیت است، نه مختصات حاکمیت و طرفهای بینالمللی. از اینرو
حاکمیت بیشترین تهدید را در داخل ایران ارزیابی میکند. بههمین سبب هم اژهای و
رادان همواره رو به مردم ایران زبان تهدید، ارعاب و حداکثر عقوبت و مجازات را
دارند.
در موقعیت
کنونی، تشدید سرکوب و ارعاب با نمایشهای شبانه و روزانهی خیابانی، تنها وسیلهی
حاکمیت برای از بین بردن امکان کنش مستقل و خودجوش اقشار اجتماعی است. حکومت تمامیتخواه
آخوندی همواره کوشیده است با حداکثر پروپاگاندا، افراد را بیاعتماد به یکدیگر در
برانگیختگی و همبستگی کند تا نتوانند بهصورت جمعی عمل کنند.
این اصل مسلم و قانونمندیِ تجربهشده در ادوار گذشته بوده است که توسل به
تشدید سرکوب و ارعاب، در ذات همواره مضطرب و متلاطم حکمرانیِ بیثبات است، حتی اگر
بهعنوان آمادگی و پیشگیری در قبال تهاجم خارجی عنوان و برگزار شود. در اینطور
مواقع همواره نامشروع بودن حاکمیت در نظر مردم، بزرگترین تهدید برای حکمرانیست.
لذا سرپوش تهدید خارجی را بهترین محمل برای نمایشهای مبتذل خیابانی با آوردن عملههای
هیزمکش تنور دیکتاتوری و جنایت میداند.
اتاق فکر
حاکمیت تمامیتخواه ولایی ــ آخوندی همواره به این تاکتیک متوسل شده که با انواع
نمایشات سرکوبگرانه، هزینهی اعتراض را موقتاً هم شده بالا ببرد؛ اما تجربهی
مردم این بوده که این نمایشات، خشم آنان را فشردهتر نموده و اثر بلندمدت آن هرگز
برای حاکمیت، قابل پیشبینی نیست. این اصل از این قانونمندی استخراج میشود که ماهیت
حاکمیت، شکل اعتراضات سیاسی و اجتماعی را تعیین میکند، اما حاکمیت توان درک آن را
ندارد.
ساختار حاکمیت ملایان بهطور خاص از قیام ۱۴۰۱ بهبعد همواره در بحران موجودیت
بهسر برده است. از این رو از نظارت بر جامعه به سرکوب عریان با تمام داراییِ
نیرویی و نظامی روی آورده است. واقعیت ملموس از جانب حاکمیت و نیز از جانب جامعهی
حداکثریِ ایران بر این اصل تأکید مینماید که هر روز و هر هفته که میگذرد، جامعهی
ایران مستعدتر برای خیزش و قیام میشود. اتاق فکر نظام نیز که هیچ راه بازگشتی
میان خود و جامعه را متصور نمیبیند، فضای ارعاب، اعدام و نمایشهای مبتذل خیابانی
را تدارک میبیند. از طرفی همین تشبثات، بهگونهیی تصاعدی بر استعداد جامعهی
ایران برای سرنگونی حاکمیت ملایان میافزاید.
۲۸ شهریور ۱۴۰۵




0 نظرات