نمیپویمت
که بودنت
هدیهی دشنهیی بر دیس
در
ضیافت تقدیس و تسلیم
و مصاحبتات
ودیعهی عقوبت
در ارتفاع فتح.
نمیگریزمت
رایت اشعار بر منشورت میافرازم
زانجا که مولود ازلیات
هشت پا بر عمارت زندگی فروبرد و
هفت حلقه گرداگرد ناناش نهاد.
زینسان یافتمات
که گریزم از مصاف روزاشبات
انکار رنجباریِ زندگی
و آرزومندیِ عاشقانههای آزادیست
در عقوبتی گیاهزیست!
۱۱ تیر ۱۴۰۵




0 نظرات