Translate

فوتبال، خاطره، یک احساس ــ سعید عبداللهی

 


 

این‌روزها فضای مسابقات جام جهانی فوتبال داغ است. چرا نباشد؟ فوتبال یکی از هیجان‌انگیزترین و پرطرف‌دارترین ورزش‌ها در دنیاست.

این‌روزها هر قدر وقت کنم، به‌تماشای فوتبال می‌روم. انگار به تماشای خاطراتم می‌روم. ولی حالا با آن‌وقت‌ها خیلی فرق دارد. آن‌وقت‌ها خیلی‌ها بودند که کنار هم به‌تماشای فوتبال می‌نشستیم و با همان‌ها فوتبال بازی می‌کردیم. حالا اسامی و چهره‌هایی از آن خیلی‌ها، نیستند ــ یعنی خمینی و خامنه‌ای کشتندشان ــ و من انگار وارث ادامه‌شان شده‌ام!

 

داداشم رامین در دهه‌ی ۵۰ با دوتا دفتر ۱۰۰ برگ بزرگ، آلبوم عکس تیم‌ها و بازیکنان فوتبال ایران و جهان را درست می‌کرد؛ عکس‌ها را از مجله‌های ورزشی قیچی می‌کرد و آلبومش را کامل می‌کرد. چقدر هم با شوق و ذوق و علاقه آلبومش را تمیز و منظم نگه می‌داشت.

 

اسدالله امیری بهترین بازیکن تیم ما بود. در همان نوجوانی عضو جوانان تیم هما تهران شد. و ما چقدر ذوق می‌کردیم که یک عضو تیم‌مان عضو هما تهران است. همو بود که من را به زمین تمرین هما در اکباتان تهران برد و من ضمن ۱۰ دقیقه بازی با تیم اصلی هما، با شقایق محبوب و والاقدر آزادی، حبیب خبیری عکس گرفتم. چقدر جالب بود که اسد حتی با خواهر کوچکش هم فوتبال بازی می‌کرد. خواهرش هم از استثناها بود که با پسران محله‌شان فوتبال بازی می‌کرد و توی فک و فامیل معروف شده بود! او هم سال‌ها بعد به راه اسد رفت، تسلیم استبداد نعلینی نشد و با جان شیفته‌ی آزادی پیوند خورد.

 

محمود بابایی دفاع تیم‌مان بود. سرسخت بود و عبور ازش به‌آسانی ممکن نبود. در حین بازی هم که داغ می‌شد، محمود لبخند و تبسم‌اش قطع نمی‌شد. آرام و کم‌حرف و باوقار و دوست‌داشتنی بود. در محفل دوستی‌مان که به‌خصوص بهار و تابستان هر سال دورهمی‌ها داشتیم، رامین و محمود به‌طور عجیبی محبوب همه بودند.

 

حسن عبداللهی و عباس عبداللهی، پسرعموهای عزیزم هم از بازیکنان قدر تیم‌مان بودند. حسن عضو باشگاه‌های تهران بود و در هر بازی که با ما حضور داشت، دل‌گرم بودن‌اش و راهنمایی‌هایش بودیم. حسن و عباس هم صید بیماری و رفتن ناگهانی شدند.

 

اکبر آقای طالبی اگرچه از ما بزرگ‌تر بود و بازی نمی‌کرد، ولی عاشق فوتبال بود. اگر اشتباه نکنم بیشتر بازی‌های پرسپولیس و تیم ملی ایران را می‌رفت. از زندان که آزاد شدم، شنیدم ناگهان صید بیماری و رفتن نابهنگام شد.

برخی دیگر هم سال‌ها بعد شنیدم که رفتند و یک کوه خاطره برایم گذاشتند. باز انگار من باید این همه یاد و خاطره و میراث را با خودم به دور جهان ببرم.

 

آن‌موقع‌ها بازی‌های جام جهانی انگار طوری دیگر بود. اصلاً مثل الآن گرفتار «نفت» و «دلار» و «تجارت» نبود. واقعاً فوتبال بود، با تمام تکنیک‌های فردی و جمعیِ زیبایش. این شب‌ها که گاهی فوتبال جام جهانی ۲۰۲۶ را تماشا می‌کنم، احساس می‌کنم آن تکنیک‌ها و زیبایی خیلی کم‌اند. دیگر برزیل، آلمان، هلند، ایتالیا، فرانسه، آرژانتین، اروگوئه، مثل آن تیم‌های زیبایی‌ساز ورزش و در آن سطح فوتبال نیستند. باید اعتراف کرد تیم‌هایی که روزگاری مستعمره‌ی دولت‌های برخی از این تیم‌ها بودند، از آفریقا و آسیا قدرت‌مندانه سربرآورده‌اند و حریقان قدری برای بزرگان سابق دنیا شده‌اند.

 

اکنون سرمایه‌داری جهانی در عصر «جهانی شدن»، با فوتبال بسیار معامله دارد. بدین سبب است که پیکره‌ی فوتبال دیگر یک‌سره «ورزش» نیست و وجهی از زیبایی‌هایش هم از آن هجرت کرده‌اند.

۹ تیر ۱۴۰۵

 

 

ارسال یک نظر

0 نظرات

Pagination Scripts Facebook SDK Overlay and Back To Top