Translate

امید ایران؛ نیروی خارجی یا مقاومت سازمانیافته؟

 



درباره‌ی «درس‌های تاریخ» بسیار شنیده و خوانده‌ایم؛ در کتاب‌ها، در گفت‌وشنودها، در تحلیل‌ انقلاب‌ها و بازخوانیِ جنگ‌ها و سرنوشت‌هایی که رقم زده‌اند. به‌راستی مادر تاریخ چقدر درس و تجربه باید برای جوامع بشری تهیه کرده باشد تا همت، اراده‌ و التفات انسان‌ها را در به‌کارگیریِ درس‌هایش به خود معطوف نماید؟

«درس‌های تاریخ» گاه زمان می‌برند تا آشکار شوند. گاهی هم این درس‌ها به‌طور بالفعل ما را به اهمیت‌ اکنونی‌شان فراخوان می‌دهند.

میهن و مردم ما هم بسیار در معرض «درس‌های تاریخ» واقع شده‌اند. پرسش این است که چقدر از تلاقی با درس‌های تاریخ، سود ملی و جمعی برده‌ایم؟ آیا هم‌اینک نیز روبه‌روی درس‌های تاریخ نایستاده‌ایم؟

میهن و مردم ما قریب چهار ماه است که در معرض کشاکش جنگ خارجی و مذاکره‌ی فی‌مابین آمریکا و دیکتاتوری ملایان قرار گرفته‌اند. شاهد بودیم که بخشی از جامعه ــ چه داخل، چه خارج ــ چشم به تغییر اوضاع از طریق جنگ خارجی داشتند. توقع صدور آزادی و دموکراسی از آن‌ور آب‌های جهان به ایران داشته‌اند! در حالی که «درس‌های تاریخ» بسا پیش از این آشکار کرده بود که چنین چشم‌داشت‌ها و توقع‌هایی، درنهایت منجر به شکست محتوم و یأس و سرخوردگی همراه با تهی شدن از انرژیِ خلاق، امید حقیقی و دور شدن از درک راه حل اصولیِ تغییر می‌شود.

 

چشم دوختن به تغییر از دیکتاتوری به آزادی از طریق نیروی خارجی، به‌معنی خالی شدن از توان و انرژیِ درونی، بعلاوه‌ی گریز از پرداختن بهای ملی برای تحقق تغییر است. باز هم «درس‌های تاریخ» گواهی داده‌اند که حتی نیروی خارجی هم که این رویکرد را مشاهده نموده و دریافته است، هیچ کوشش و امتیازی به‌نفع مردم و منافع ملی کشور و مردمان انجام نداده است.

 

تحولات سیاسی، اجتماعی و بین‌المللیِ چهار ماه اخیر پیرامون ایران‌زمین را جلو منظرمان بگذاریم و از پشت پنجره‌ی «درس‌های تاریخ» به آن‌ها بنگریم تا از یک‌سو امید کاذب و سراب فریب استعانت نیروی خارجی را دریابیم و از سوی دیگر، سرمایه‌ی اصلیِ مردم و ضرورت سازمانیافتگی برای تحقق تغییر در ایران را تنها تضمین عبور موفق به آزادی و دموکراسی بدانیم.

۵ تیر ۱۴۰۵

ارسال یک نظر

0 نظرات

Pagination Scripts Facebook SDK Overlay and Back To Top